همه چی هست
شما خوبید؟ منم خوبم خدارو شکر واقعا ببخشید اگه نیستم یا جواب کامنت نمیدم من نت ندارم بخاطر درسام قطعش کردم و دوستانی هم هستن..کامنت میزارن ولی تو وب خودشون امکان کامنت گذاشتن نیست!عجبا آم..خوش باشید و موووووووووفق بای تا هاااااااااااااااای عاقل کیه ؟ جوونور کامل کیه ؟ واسطه نیار ، به عزتت خمارم حوصله هیچ کسی رو ندارم کفر نمیگم ، سوال دارم یک تریلی محال دارم تازه داره حالیم می شه چیکارم میچرخم و میچرخونم ٬ سیارم تازه دیدم حرف حسابت منم طلای نابت منم تازه دیدم که دل دارم ، بستمش راه دیدم نرفته بود ، رفتمش جوونه نشکفته رو ٬ رستمش ویروس که بود حالیش نبود هستمش جواب زنده بودنم مرگ نبود ! جون شما بود ؟ مردن من مردن یک برگ نبود ! تو رو به خدا بود ؟ اون همه افسانه و افسون ولش ؟!! این دل پر خون ولش ؟!! دلهره گم کردن گدار مارون ولش ؟! تماشای پرنده ها بالای کارون ولش ؟! خیابونا ، سوت زدنا ، شپ شپ بارون ولش ؟! دیوونه کیه ؟ عاقل کیه ؟ جوونور کامل کیه ؟ گفتی بیا زندگی خیلی زیباست ! دویدم چشم فرستادی برام تا ببینم ! که دیدم پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه ؟ کنار این جوی روون نعناش چیه؟ این همه راز این همه رمز این همه سر و اسرار معماست ؟ آوردی حیرونم کنی که چی بشه ؟ نه والله ! مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله ! پریشونت نبودم ؟ من حیرونت نبودم ؟! تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه ! اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه ! گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه ! انجیر میخواد دنیا بیاد ، آهن و فسفرش کمه ! چشمای من آهن انجیر شدن ! حلقه ای از حلقه زنجیر شدن ! عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم چشم من و انجیر تو بنازم ! دیوونه کیه ؟ عاقل کیه ؟ جوونور کامل کیه ؟ مرحوم حسین پناهی روزی به دنبال گلی راهی شدم از این کویر آن گل نگو خار کویر بود
و منم یارش شدم از غم دل همراهش شدم آن تیغ اول را که زد بر چشم من گفتم که سهل
باشد برای عشق من چون تیغ دوم را بزد بر چشم من گفتم کز او خرده مگیر که گل با خارش
گل است تیغ آخر را که زد بر قلب من گفتم که ای معشوق من ، این جوانمردی نبود در حق
من گفتم چرا زین گونه بر قلبم زدی گفتا اگر عاشق شدی ، زخم دلم خواهی خوری این را
که گفت آن گل به من دیدم که بر قلبم نهاد از جانب خود گل به من ![]()
![]()
![]()
![]()
لحظه ای از غم ایام نیاسود که رفت
بنویسید از آغوش خدا آمده بود
هیچ کس هیچ نفهمید چرا آمده بود
بنویسید نفهمید کسی دردش را
هیچ کس درک نمی کرد رخ زردش را
بنویسید که یک عمر کسی را کم داشت
در نگاهش اثر از حادثه ای مبهم داشت
بنویسید هوای دل او ابری بود
بنویسید که اسطورهء بی صبری بود
بنویسید پرش لحظهء پرواز شکست
بنویسید دلش را به دل پیچک بست
روی قبرم بنویسید دلی عاشق داشت
دور تا دور دلش یاس و اقاقی می کاشت
رج به رج فرش دلش را گره با خون می زد
شهرتش طعنه به رسوایی مجنون می زد
بنویسید که با عدل جهان مسأله داشت
بنویسید که از عالم وآدم گله داشت
شعر جانسوزی اگر گفت همه از دل بود
بنویسید که او پای دلش در گل بود
بنویسید که پروانه صفت سوخت پرش
بنویسید غمی بود به چشمان ترش
بنویسید که همواره غمی پنهان داشت
بنویسید به تقدیر و قضا ایمان داشت
بنویسید جوان رفت کهنسال نبود
بنویسید اگر حرف نزد لال نبود
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



